مؤلف مجهول

123

شرح قصيده برده ( فارسي )

يعنى : خدمت كردم من حضرت محمّد را بمدحى كه وسيله مىسازم و طلب عفو ميكنم به آن مدح گناهان عمرى كه گذاشته‌ام در شعر و مدح و غزل و خدمتكارى اهل دنيا . يعنى هر شعر و مدح كه من براى اهل دنيا گفتم ، اكنون بدين قصيده كه در مدح پيغمبر گفته‌ام از حضرت عزّت طلب ميكنم كه گناهان گذشتهء مرا بيامرزد ؛ زيرا كه در گردن من انداخته‌اند شعر و خدمت اهل دنيا چيزى را كه از غايت آن ترسيده مىشود كه گويى كه من به آن شعر و خدمت و قلاده‌اى كه ايشان در گردن من انداخته‌اند هدى و شترىام كه رانده مىشود بقلادهء خويش بسوى مذبح و محل قربان كردن . يعنى شعر و خدمت اهل دنيا مرا به چيزى چند مىداشتند كه مرا از آن خطر و هلاك بود ، از آن اعراض كردم و دست در دامن حضرت رسالت زدم تا بدين وسيله از ورطهء هلاك دنيا و آخرت خلاص شوم و نجات يابم و اميد ميدارم كه نااميد نشوم . 142 [ بيت 142 ] أطعت غيّ الصّبا في الحالتين و ما * حصّلت الّا على الآثام و النّدم فرمانبردارى و متابعت كردم گمراهى طفوليت را در حالت شعر و خدمت اهل دنيا ، و حاصل نكردم مگر گناه و پشيمانى را . يعنى : فرمانبردارى كردم ضلالت و گمراهى صبا را در حالت شعر و خدمت اهل دنيا ، پس حاصل نكردم ذخيره‌اى مگر گناه و پشيمانى . شعر :